مرتضى مطهرى

27

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

انسانيّت كمال مىيابد . اين اصل ، هم دربارهء فرد صدق مىكند و هم دربارهء جامعه . انسان در آغاز وجود خويش جسمى مادّى است ، با حركت تكاملى جوهرى تبديل به روح يا جوهر روحانى مىشود . « روح انسان » در دامن جسم او زاييده مىشود و تكامل مىيابد و به استقلال مىرسد . حيوانيّت انسان نيز به منزلهء لانه و آشيانه‌اى است كه انسانيّت او در او « رشد » مىيابد و متكامل مىشود . همانطور كه خاصيّت تكامل است كه موجود متكامل به هر نسبت كه تكامل پيدا مىكند مستقل و قائم به ذات و حاكم و مؤثّر بر محيط خود مىشود ، انسانيّت انسان - چه در فرد و چه در جامعه - به هر نسبت تكامل پيدا كند به سوى استقلال و حاكميّت بر ساير جنبه‌ها گام برمىدارد . يك فرد انسان تكامل يافته فردى است كه بر محيط بيرونى و درونى خود تسلّط نسبى دارد . فرد تكامل يافته يعنى وارسته از محكوميّت محيط بيرونى و درونى ، و وابسته به عقيده و ايمان . تكامل جامعه نيز عينا به همان صورت رخ مىدهد كه تكامل روح در دامن جسم و تكامل انسانيّت « فرد » در دامن حيوانيّت او صورت مىگيرد . نطفهء جامعهء بشرى بيشتر با نهادهاى اقتصادى بسته مىشود . جنبه‌هاى فرهنگى و معنوى جامعه به منزلهء روح جامعه است . همانطور كه ميان جسم و روح تأثير متقابل هست ( 1 ) ، ميان روح جامعه و اندام آن - يعنى ميان نهادهاى معنوى و نهادهاى مادّى آن - چنين رابطه‌اى برقرار هست . همانطور كه سير تكاملى فرد به سوى آزادى و استقلال و حاكميّت بيشتر روح است ، سير تكاملى جامعه نيز چنين است . يعنى جامعهء انسانى هر اندازه متكامل‌تر بشود ، حيات فرهنگى ، استقلال و حاكميّت بيشترى بر حيات مادّى آن پيدا مىكند . انسان آينده ، حيوان فرهنگى است نه حيوان اقتصادى ، انسان آينده ، انسان عقيده و ايمان و مسلك است نه انسان شكم و دامن . البتّه اين به آن معنى نيست كه جامعهء بشر با يك جبر و ضرورت ، قدم به قدم و روى خطّ مستقيم ، به سوى كمال ارزشهاى انسانى حركت مىكند و همواره جامعهء انسان در هر مرحله از زمان از اين نظر نسبت به مرحلهء پيشين يك گام جلوتر است ، ممكن است بشر ، دوره‌اى از زندگى اجتماعى را طى كند كه با همهء پيشرفتهاى فنّى و

--> ( 1 ) - حكماى اسلامى ، اصلى در رابطهء متقابل روح و بدن دارند كه با اين عبارت بيان مىشود : « النفس و البدن يتعاكسان ايجابا و اعدادا » .